بسم اللـه الرّحمن الرّحیم

بابا قاسم

بنا بود مصاحبه‌ای در رابطه با یک شهید، با حاج قاسم سلیمانی داشته باشم. رفتم سراغ شخص واسطه‌ای که با حاجی ارتباط داشت و مطمئن بودم مرا به او می‌رساند. آن‌وقت‌ها تازه این بحث درجه و عنوان توی سپاه مطرح شده بود. همان اول بسم اللـه گفتم: می‌خوام از سردار سلیمانی یه وقت مصاحبه برام بگیری.

چشم‌هایش را گرد کرد و پرسید: از کی؟

از تعجبش، تعجب کردم. دوباره گفتم: سردار سلیمانی!

سرش را این‌طرف و آن‌طرف تکان داد و دست‌هایش را از هم باز کرد که یعنی؛ نمی‌شناسم.

گفتم: بابا سردار سلیمانی…

و بعضی اطلاعاتی را که داشتم برایش ریختم روی دایره، تا رسیدم به اینجا که: همون که زمان جنگ فرماندۀ لشکر 41 ثاراللـه…

اجازه نداد حرفم تمام شود. دستی به شانه‌ام زد و گفت: مرد حسابی! تو “بابا قاسم” رو داری میگی؟!

بعدتر فهمیدم خیلی دیگر از بچّه‌های جنگ هم او را به همین اسم می‌شناسند: بابا قاسم!

سعید عاکف

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *